- دید و بازدید -  بهمن جلالی
بهمن جلالی
هنرمند بزرگی  که در بین 100 هنرمند برتر قرن جای دارد

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1385
زندگینامه و آثار این هنرمند برجسته

 

 بهمن جلالی پس از کمال الملک / ارد شرکا / مرتضی ممیز / ابوالحسن خان صدیقی / هوشنگ سیحون / مسعود کیمیای / مهدی اخوان ثالث / صادق هدایت / بهروز وثوقی / کاوه گلستان / حسن شماعی زاده / محمد رضا شجریان / یدالله کابلی خوانساری / داریوش اقبالی / علی حاتمی / داریوش مهرجویی / اردشیر محصص / پرویز پرستویی / محسن دولو / صمد بهرنگی/ هوشنگ گلشیری / هایده / ایرج قادری / حمیرا / نیما یوشیج / علی‌اکبر صنعتی / حسن میرخانی / عباس اخوین / سیاوش قمیشی / محمود دولت آبادی / محمدکریم پیرنیا / غلام حسین امیرخانی / جمشید مشایخی / مریم زندی / محمود فرشچیان / عزت ا.. انتظامی / بهرام بیضایی / سهراب سپهری / ژاله علو / احمد محمود / پرویز شاپور / حجت الله شکیبا / اکبر عبدی / مرتضی کاتوزیان / فروغ فرخزاد / محمد علی فردین / ساموئل خاکیچیان / میرزاده عشقی / کامبیز درمبخش / بیژن مرتضوی / معین / محمود کلاری / بابک بیات / حسین علیزاده / ابراهیم حاتمی کیا / محمد علی جمال زاده / پوران / جواد معروفی / مهدی سجادی / خسرو شکیبای / شهرام ناظری / حسین لرزاده / شهره آغداشلو / مهدی هاشمی / جواد علیزاده / ناصر چشم آذر / بزرگ علوی / جهانگیر الماسی / گلاب آدینه / بنان / فرهاد مهراد / ابی حامدی / احمد میر علایی / محمد نوری / محمد علی کشاورز / آیدین آغداشلو / آرمیک / حسین خسروجردی / گوگوش / ابراهیم حقیقی / هوشنگ مرادی کرمانی / ناصر پاکشیر / غلام حسین نامی / ویگن / نادر نادرپور / شفیعی کدکنی / اصغر بیچاره / سیمین بابایی   و  احمد عبداللهی نیا

در ردیف ۹۰ برگزید گان بزرگترین نظرسنجی جامع ، تاریخ هنر ایران قرار گرفته است در این نظر سنجی بیش از 5000هزار نفر از عموم مردم ایران شرکت کرده اند و نتایج آن بشکل آنلاین بر صفحه هات اینترنتی قرار گرفته و بجز 8 نفر از زُبده ترین وبلاگ نویسان کشور حداقل 65 وبلاگ نویس دیگر بر کل انجام نظر سنجی و  شمارش صحیح آرا نظارت کامل نموده اند.و اما مطالبی در مورد این هنرمند برجسته :

 

درباره بهمن جلالى
گنج پیدا!
بهمن جلالى ، متولد ،۱۳۲۳ تهران ، عکاس
- لیسانس اقتصاد از دانشگاه ملى ( شهید بهشتى امروز )
- همکارى با نشریه عکاسى تماشا از اولین نشریات صدا و سیما ۱۳۵۰
- همکارى با استودیو «جان ویکرز » در انگلستان و عضویت در انجمن سلطنتى عکاسان انگلستان ۱۳۵۵ - ۱۳۵۲
- حضور در پروژه «هنر آفریقاى سیاه در ایران» و عکاسى از هفت کشور مهم آفریقایى ۱۳۵۶
- حضور در پروژه عکاسى از انقلاب نیکاراگوئه در سال ۱۳۵۸
- از عکاسان برجسته دوران انقلاب و جنگ تحمیلى
- تدریس و تحقیق در دانشگاه هاى تهران ، هنر و دانشگاه آزاد و مرکز تحقیقات و مطالعات ارشاد از سال ۱۳۵۹ تا کنون
- بر گزارى بیش از ۵۰ نمایشگاه عکس در ایران، فرانسه، آلمان، مجارستان، چکسلواکى سابق، فنلاند و سایر کشورها
- از معدود عکاسان ایرانى که موزه نانت عکسهایش را خریده
- گردآورى و اصلاح نگاتیوهاى شیشه اى گنجینه کاخ گلستان
- ۱۰ سال همکارى با پروژه چاپ کتاب عکسى درباره ایران که در آلمان به چاپ رسیده وتحت عنوان « ایران»
- تأسیس تنها عکسخانه ایران
- سردبیر فصلنامه «عکسنامه»
- برخى از آثار او عبارتند از : روزهاى خون ، روزهاى آتش ( با همکارى کریم امامى )، خرمشهر ، کتاب عکاسى سیاه و سفید ( با همکارى کریم و گلى امامى ) ، گنج پیدا ( عکسهایى از دوران قاجار ) و ...
253554.jpg
احمد جلالى فراهانى - نوشتن درباره بهمن جلالى خیلى ها را به کلاسهاى عکاسى اش مى برد؛ کلاسهایى که در آن جلالى با تمام توش و تونش از عکس مى گفت و اهمیت عکاسى . از بهمن جلالى پیش ازآ نکه با او آشنا شویم، تنها چند کتاب عکس دیده بودیم که در میانشان «خرمشهر» و «روزهاى خون، روزهاى آتش» اش غوغایى بود و این آخرى را با مرحوم کریم امامى در خرداد سال ۱۳۵۷ به چاپ رسانده بود و چه کتابى . در میان عکس ها عکسى هست از انقلابیونى که عکس امام ( ره ) را در دست دارند و زیر تابلویى ایستاده اند که در میانش نوشته شده : « قبل از رسیدن به پل مسیر خود را انتخاب نمایید.» این عکس گویاى همه چیز هست. هشدارى بوده بجا و با چشم انداز آینده. تصویرامام (ره ) در بالاى عکس هشدار عکاس است به آیندگان. این عکس که به ظاهر خبرى و ساده است اما دنیایى سخن در دل خود نهفته دارد و از تکنیکى فوق العاده قوى برخوردار؛ همانند یک اثر گرافیکى در نگاه نخست و بدون تعلل، پیام اش را منتقل مى کند. انقلابى رخ داده (پل) و لازم است با توجه به آنى که رهبرى انقلاب را در دست گرفته (خمینى) تصمیم گیرى کرد (تابلوى انتخاب مسیر) استفاده  توأمان از «متن» و تکنیک «عکس در عکس» در این تصویر، آن را به نمونه اى بى نظیر براى انتقال نتایج انقلاب ۱۳۵۷ ایران مبدل ساخته است.
با این همه نام بهمن جلالى همواره یاد آور عکاسى است باهوش که به طرفة العینى و تنها با یک شات به ظاهر بسیار بسیار ساده دنیایى حرف و دنیایى سخن به مخاطب خود منتقل مى کند . او البته پیش از انقلاب و در آغازین روزهاى بلوغ عکاسى اش براى اهل فن شناخته شده بود و اولین کسى که او را کشف کرد به قول خودش کسى نبود جز «قباد شیوا» . خودش در این باره مى گوید:« سال ۴۹ ، ۵۰ بود و تازه از دانشکده اقتصاد دانشگاه ملى آن روزها و دانشگاه شهید بهشتى امروز فارغ التحصیل شده بودم و شنیدم که قرار است در تلویزیون ملى آن روزها نشریه اى به نام «تماشا» منتشر شود و من هم چند تا از عکس هایم را براى «قباد شیوا» بردم و او هم آنها را از من خرید و بالاخره در یکى از این آمد و شدها به من پیشنهاد کرد که با مجله بطور مستمر و جدى فعالیت کنم و این در واقع آغاز عکاسى حرفه اى من بود .»
جلالى البته پیش از آن هم عکاسى مى کرد و در سالهاى تحصیلش در دانشگاه ملى به اتفاق دوستانى که در دانشکده معمارى یافته بود مدام به سفر و عکاسى مشغول بود اما این اتفاق در واقع آغاز زندگى حرفه اى اوست . با این حال پس از پایان دوران خدمتش عازم انگلستان شده و در استودیوى «جان ویکرز» عکاس سرشناس آن دوران همکار مى شود؛ همکارى که منجر به عضویت او در انجمن سلطنتى عکاسان انگلستان مى شود و در سالهاى حضورش در انگلستان (۱۳۵۵ - ۱۳۵۲) بهمن جلالى بسیار مى آموزد و آموخته هایش در این ۳ سال توشه پربارى مى شود براى آینده شغلى او . در سال ۱۳۵۵ و با ورود مرحوم «اسد بهروزان» ایرانشناس سرشناس آن سالها و دربرابر اصرار او براى بازگشت جلالى به ایران بالاخره جلالى به ایران باز مى گردد و در پروژه اى با او همکار مى شود.
در همین سال او در امتحانى شرکت مى کند که براى انتخاب عکاس برتر ایران جهت شرکت در پروژه اى تحت عنوان « نمایشگاه هنر آفریقاى سیاه در ایران» برگزار مى شد و با انتخاب شدن در این امتحان او راهى آفریقا مى شود و از هفت کشور مهم این قاره شامل کشورهایى چون نیجریه ، غنا ، سنگال ، ساحل عاج ، سیرالئون و ... عکسهایى مى گیرد که در مجموعه اى تحت عنوان «کتاب هنر آفریقاى سیاه» به چاپ مى رسد .
جلالى اولین نمایشگاه عکسش را در سال ۱۳۵۰ در تالار قند ریز برپا کرده است و در سال ۵۶ دومین نمایشگاهش را در تالار «ضربان» بر پا کرده بود و این اتفاق در سال ۱۳۵۲ رخ داد و با این حال برپایى نمایشگاهى در سال ۱۳۵۶ در نگارخانه شهر به عنوان نقطه عطفى در زندگى هنرى جلالى قلمداد مى شود .
سال ۱۳۵۷ سال بهمن جلالى و عکاسان مشهورى چون مرحوم گلستان بود . آنها با به تصویر کشیدن بى نظیر ترین شاتها ، سرشار ترین و نایاب ترین لحظات تاریخ معاصر ایران را به ثبت رسانده بودند؛ عکسهایى که هنوز هم زنده اند و پر از حرف و حدیث و سخن . جلالى بعدها درباره آن روزها مى گوید : « اتفاقى جلوى چشمان مى افتاد که فقط در کتاب ها در مورد آن خوانده بودیم؛ چیزهایى مثل انقلاب اکتبر(انقلاب روسیه) یا انقلاب کوبا. انقلاب به قدرى عجیب و جذاب بود که مى خواستیم هر تکه آن را بخوریم. براى ما که در دوره خود هیچ اتفاقى را ندیده بودیم خیلى تازه بود. عکاسى از این اتفاقات هم لذت داشت. حتى از خطرى هم که وجود داشت لذت مى بردیم. دوست داشتیم جلوتر از همه باشیم و همیشه فکر مى کردیم که ممکن است همه افراد تیر بخورند ولى چون ما عکاسى مى کردیم تیر نمى خوریم. همه عکاس ها این جورى فکر مى کردند. »
او درباره اهمیت عکس هاى دوره انقلاب ادامه مى دهد : «بعد از انقلاب مشروطه بزرگ ترین رویداد تاریخ معاصر کشور انقلاب است و ما نمى توانیم عکاس هاى آن را به این راحتى که داریم کنار مى گذاریم کنار بگذاریم. عکس هایى که از این دوره گرفته شده به اعتقاد من مهم ترین اسناد تصویرى و تاریخى است که در این کشور وجود دارد. این عکس ها مى تواند از دید اجتماعى، تاریخ نگارى و اطلاع رسانى به نسل هاى بعد مورد استفاده قرار گیرد. این عکس ها جایگزین حافظه ما که هر روز در حال تخریب است خواهند بود. در تمام دنیا عکس هایى که از دوره انقلاب ها گرفته شده اهمیت زیادى دارد. دیگران خیلى بیشتر از ما در حفظ این عکس ها کار کرده اند و اصلاً اجازه نمى دهند این انقلاب ها از حافظه آدم ها زدوده شود. « به زعم جلالى» در عکاسى شاخه اى به عنوان عکاسى انقلاب وجود ندارد که بخواهیم تعریفى مجزا از آن بدهیم. اما خود انقلاب در تمام کشورها به دلیل تغییراتى که در اجتماع به وجود مى آورد و بافت سیاسى و فکرى را تغییر مى دهد یک موضوع جذاب و گسترده براى عکاس ها است. پدیده هاى اجتماعى این دوران که همراه با انقلاب ها شروع و بروز پیدا مى کند موضوع عکس مى شود.
جلالى درباره عکسهاى انقلاب مى گوید : « اصلاً عکس بد از انقلاب وجود ندارد. به قول سوزان سونتاگ متفکر معروف دائم مى پرسیم عکس خوب چیست؟ یک بار بپرسیم عکس بد چیست؟ او عنوان مى کند که عکس بد وجود ندارد چون یک واقعیت را از دل زمان گرفته و حبس کرده و نگه داشته است.
253440.jpg
هر عکسى استناد مى کند به یک واقعه، رویداد و چیزى که از آن عکاسى شده است. این در واقع، جوهر اصلى عکس و این رسانه است و قابل مقایسه با گرافیک، نقاشى و طراحى نیست. شما از هیچ نمى توانید عکس بگیرید. شما از دیروز و فردا نمى توانید عکس بگیرید. عکاسى به پدیده واقعى چسبیده است. هر عکس معمولى هم که از انقلاب گرفته شده مهم و قابل ارزش است. حتى ممکن است آن عکس از نظر بصرى و کیفیت مطلوب نباشد اما چه بسا تنها سند و عکس از یک رویداد و اتفاق باشد. »
سال ۵۸ هم براى جلالى سال سرشارى بود او را دولت ایران به نیکاراگوئه فرستاده بود تا از انقلاب تازه به پیروزى رسیده این کشور عکاسى کند و با این حال کمتر کسى عکسهاى جلالى و روایت منحصر بفردش را از اوضاع و احوال این کشور و انقلاب آن دیده است .
با آغاز جنگ تحمیلى جلالى راهى خرمشهر مى شود تا ناب ترین لحظات را از دوران اشغالگرى بعثى ها به حافظه تاریخ بسپارد و چه عکسهایى؛ یکى از یکى ناب تر و نایاب تر . تعجب من و بسیارى از این است که چرا کتاب «خرمشهر» جلالى بیش از دوبار چاپ نشد و چرا حالا که نسل ما دنبال یافتن هویتى است با ارزش و اعتبار از پدران مقاوم و شجاعش نباید این کتاب و دیگر کتابهایى در این باره چاپ شود ؟
بهمن جلالى سال گذشته توانست به رغم کج سلیقگى هاى داخلى ۱۲۵ اسلاید و عکسهایى از اشغال خرمشهر و هشت سال دفاع مقدس را در برلین به نمایش بگذارد و فیلمى ۱۲ دقیقه اى را نیز در فستیوال فیلم و عکس مستند برلین عرضه کرد او در این «اسلایدشو» که نام «روایت شهرى که بود» را انتخاب کرده است چگونگى اشغال این شهر را نشان مى دهد.
از دیگر کارهاى ارزنده بهمن جلالى طى این سالها گردآورى و اصلاح نگاتیوهاى شیشه اى گنجینه کاخ گلستان است که در معرض نابودى بوده اند. به گفته او این شیشه ها- نگاتیوها - فروخته مى شدند و در رستورانها مورد استفاده قرار مى گرفتند. جلالى همچنین با نگاهى متفاوت این عکسهاى قاجارى را تغییر داده و در نمایشگاههایى در خارج و داخل کشور به نمایش درآورده است. وى مجموعه اى نه تایى از این عکسها را به موزه نانت فرانسه فروخته است .
چنین آدمى البته حق دارد که از بى توجهى ایرانیان و مسؤولان نسبت به هنر عکاسى نگران باشد . او مى گوید :« براى دنیا یک عکس از انقلاب ارزش طلا دارد اما براى ما ارزش کاغذ کاهى هم ندارد. جامعه ایران با تصویر بیگانه است و ارزش آن را نمى داند. هیچ کوشش جدى و حرفه اى براى نگهدارى درست از این عکس ها نکرده ایم و این عکس ها همه پراکنده هستند و خیلى از آنها از بین رفته است.
این همه فرهنگسرا و مرکز اسناد در کشور داریم چرا یکى از آنها نمى تواند به مرکز اسناد تصویرى تبدیل شود؟ در دنیا این کار انجام شده. آنها از انقلاب ها، رویدادهاى سیاسى و درگیرى هاى کشورشان چندین موزه دائمى دارند. مشکل اصلى پول نیست. یا واقعاً نمى خواهیم اینها را جمع آورى کنیم و نشان بدهیم و عمدى در کار است و یا اینکه نمى خواهیم بهایى به این اسناد بدهیم.
شهر تهران ۱۰ تا موزه دائم عکس مى خواهد. دیگر دوره خاطره قصه پدربزرگ و این انشاءهاى کودکانه که در تلویزیون و رادیو پخش مى شود گذشته است. باید سند نشان بدهیم تا ببینند و تا زمانى که این کار را انجام ندهیم نمى توانیم از نسل جدید انتظار داشته باشیم که انقلاب را بشناسند. از انقلاب چند میلیون تصویر وجود دارد که هر سال تعدادى از آنها را پخش مى کنیم. خیلى از این عکس ها در این ۲۷ سال خراب شده و از بین رفته است مخصوصاً عکس هایى که آماتورها گرفته اند و عکس هایى که در شهرستان ها نگهدارى مى شود. باید این عکس ها به صورت استاندارد نگهدارى شود. حتى آنهایى هم که آرشیو است در این سال ها کیفیت خود را از دست داده اند و باید از نگاتیو هاى این عکس ها نگهدارى شود و آنها را برگرداند و اسکن کرد. براى حفظ این عکس ها خیلى کار باید بکنیم اما ما نشسته ایم تا این عکس ها و فیلم ها فاسد شود. جواب این را چه کسى در آینده مى خواهد بدهد؟
بهمن جلالى در پیشگفتار کتاب «گنج پیدا» (که در واقع کتاب چاپ شده از همان نگاتیوهاى مکشوفه و نگاتیوهاى آلبوم خانه است) دوره عکاسى که از حدود سال هاى ۱۲۶۰ هجرى قمرى در ایام سلطنت ناصرالدین شاه شروع و تا دوران کوتاه سلطنت احمدشاه ادامه داشت را «دوران طلایى» عکاسى ایران مى نامد. دوره اى که مردانى با علاقه مندى، کوشش و زحمت بسیار، با دوربین هاى بزرگ و سنگین، به وسیله شیشه هاى حساس، شکننده و بسیار کند از هرچه توانستند عکس گرفتند و مراحل ظهور و چاپ عکس را که استادکارى ظرافت، مهارت و دقت بسیار طلب مى کرد طى کردند. آنها دوربین و وسایل خود را در مراسم رسمى، شکار ییلاق و روبه روى ابنیه تاریخى و مردم عادى قرار دارند و هزاران سند مهم و معتبر را از دوره خود ثبت کردند که بى شک مى توان آن را مهم ترین اسناد تصویرى دوره اى معین از تاریخ ایران دانست. عکس هاى آن دوران اطلاعات بسیار مهمى را در خود حفظ کرده اند: لباس ها، معمارى، مراسم، چهره ها، نوع خانه ها، شوخى ها و بسیارى اطلاعات دیگر. جدا از ارزش هاى مستند، عکس هاى دوره قاجار دیدى ناب، خلاق و هنرمندانه را نشان مى دهند که بدون هیچ «پشتوانه تصویرى» از قبل به وجود آمده اند. برش هاى کناره عکس ها، ترکیب بندى تصویرها، حالت ها و استفاده از وسایل زندگى مثل صندلى، میز و گلدان هاى شمعدانى و همچنین پس زمینه هایى را که زاییده خلاقیت عکاسان آن دوره بوده است مى توان در این زمره به شمار آورد.
عکاسى خبرى از دیگر دغدغه هاى بهمن جلالى است . او معتقد است که عکاسى خبرى یکى از پیشروترین شاخه هاى عکاسى ما است که حضور فعالى هم در مطبوعات داشته است . در این باره مى گوید : «به طور کلى عکاسى خبرى در کشور ما یکى از قوى ترین شاخه هاى عکاسى است که با حضور نسل جوان که یا خود آموخته بوده و یا از طریق دانشگاه آموزش دیده است ، دیدگاه تازه و پرشور و شرى وارد این عرصه شده است. » با این حال از منظر او عکس خبرى هنوز جایگاه درستى پیدا نکرده و به تصویر بها داده نمى شود . مى گوید : « ما عکس را به عنوان رسانه نمى پذیریم و آن را نمى شناسیم . گزارش تصویرى نیز که قلب فتوژورنالیسم دنیاست را دست کم مى گیریم . در هر حال عکاسى خبرى با حضور جوانان پرشور، راه روشنى در پیش دارد . البته اگر به آن توجه  شود . »او درباره تفاوتهاى عکاسى خبرى و مستند مى گوید : «مرز میان این دوبسیار باریک است . عکس خبرى همیشه در محدودیت زمانى قرار دارد . اگر عکس در موعد مقرر چاپ نشود، بى فایده است . اما عکاسى مستند، فشار زمانى برایش وجود ندارد و با گذشت زمان دوام مى آورد اما عکس مستند جایش در مطبوعات ما نیست در حالیکه ما با مسائل فراوانى دست به گریبان هستیم که مى توانند براى عکاس مستند، بسیار زیبا باشند . به طور کلى عکس خبرى، درگیر زمان است و عکس مستند در جریان زمان قرار دارد .
ثمرات زحمات جلالى در تربیت شاگردان جستجو گرى چون خودش تازه به بار نشسته و خواهد نشست . شاید آیندگان بیشتر قدر چون اویى را بدانند.


تعداد بازدیدکنندگان : 3524


BON http://bon.blogsky.com/

BON http://bon.blogsky.com/